اسواران، از لایههای پایین نجبای زمیندار در عصرساسانی بودند که در اثر اصلاحات نظامی و اداری خسرو اول(530-579.م)، برای تضعیف اشراف بزرگ به صاحب منصبان نظامی و لایههای اجتماعی قدرتمندی در ساختار ارتشتاری عهد ساسانی اعتلا یافتند. این گروه از برکشیدگان خسرو در ساختار نظامی بودند که از دیوان دولت مواجب میگرفتند، رشد این دسته از نظامیان که منصب ومقامشان ناشی از وابستگی به اشرافیت کهن قبایلی نبود بلکه توانمندی و وفاداریشان به پادشاه موجب ارتقای آنها می شد، به طوری که در گزارشهای مورخان، از نقش پر اهمیت آنها در واپسین ایام آن دوره جدید یاد میشود و از موارد مهم این گزارشها، تعامل آنها در برابر گسترش نفوذ نظامی و حکومتی اعراب مسلمان است، به نظر می رسد که حضور همین لایهها در ارکان نظامی، اداری وادامه حیات اجتماعی آنها درسده نخستین اسلامی، منجر به انتقال تجربه ایرانیان عهد ساسانی در مورد امور عمومی جنگ وتشکیلات سپاه به این دوره شد. از این رو، در این مختصر به اندازهای که منابع و گزارشهای تاریخی اجازه دهند به طرح مسئله نحوه ادامه حیات اسواران در دوره استقرار مسلمانان در ایران و نیز راهیابی اندیشههای نظامی ایرانیان درعهد میانه اسلامی خواهیم پرداخت.